|
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 19:45 توسط پرشين وي |
يكي بود، شايد هم نبود. در
كشور هميشه سيلزدهي سيلستان، پسربچهي فينفينوي تخسي زندگي ميكرد به نام پترس
كه كارش انگشت كردن توي سولاخ سنبهها بود. از سوراخ دماغ بابا گرفته تا سوراخ
بشكهي نفت و سوراخ لايهي اوزون. اطرافيانش با خوشحالي ميگفتند از ناصيهاش
معلوم است كه اين پسر خيلي فداكار ميشود و كشور ما را در برابر سيلها نجات خواهد
داد. اما بعضي افراد حسود ميگفتند پسره دچار بيماري «انگوليسم» شده و بايد او را
هر چه زودتر بستري كرد. هر چه بود پترس با آن انگشت وسطياش به زودي مشهور
شد. جانم برايتان بگويد اين
سيلستان كشور عجيبي بود. سيل كه ميآمد هر كسي سطلي برميداشت و آن را در
خانهي همسايههاي خود خالي ميكرد و به همين ترتيب برو تا آخر. علاجي هم نداشت و
علت بزرگش سوراخهايي بود كه هميشه روي ديوار سد آن به وجود ميآمد و مدام از
اين سوراخها آب ميزد بيرون و سيل ميشد. باري، پترس فداكار ما هر روز
پفكنمكي و زالزالك ميخورد و بزرگ و بزرگتر ميشد و پستهاي متعدد ميگرفت تا اين
كه يهويي رييسجمهور سيلستان شد. اين يهويي شدن به دليل نبوغ سرشار و مهمتر از همه
سابقهي «انگشتنما»يي او بود كه از نشانههاي توجه به شايستهسالاري در سيلستان
بود. پترس با شعار انتخاباتي «سوراخ هرگز!» گوي سبقت از رقيبان ربود و بر كرسي
نشست. مردم با شادي فرياد ميزدند: پترس! پترس! دوست
داريم! پترس وعده داد كه تمام
سوراخهاي سد را بگيرد و سيلستان را گلستان كند. او قول داد سوراخهايي را كه به
دليل نبود عدالت، امنيت، آزادي، مسالمت، پيشرفت، رفاه، توسعه، فرهنگ، اقتصاد و غيره
به وجود آمده چنان بگيرد كه ديگر آب از آب تكان نخورد و مردم هيجانزده داد
ميزدند: پترس! پترس! جيگرتو! مردم آن شب با خوشحالي به
خانههايشان رفتند و به اميد پترس ناجي خواب خوشي كردند اما صبح بعد كه از خواب
پاشدند ديدند نه تنها از حجم سيلها و فشار آب كاسته نشده بلكه مرتب بيشتر و بيشتر
ميشود. همسايهها با سطل و تشت و قابلمه مرتب مشغول ريختن آب به خانه همسايههاي
ديگر بودند اما مگر تمام ميشد؟ اين شد كه نفسنفسزنان و با زبانهاي بيرون آمده
تصميم گرفتند بروند محل سد ببينند چه خبر است. وقتي مردم به سد رسيدند ديدند
اي دل غافل، پترس يك درل گنده دستش گرفته و مشغول سوراخ كردن آن است و سد هم
مثل جگر زليخا و آبكش برنج سوراخ سوراخ شده است. مردم داد زدند: چيكار داري ميكني
مرد حسابي؟ اما هر بار كه كسي چيزي ميگفت پترس يك سوراخ گنده در سد درست ميكرد كه
طرف را سيل ميبرد و مردم هم به وضعيت قبلي راضي ميشدند و خدا را شكر ميكردند. به
نظر ميرسد پترس پيش از هر سوراخي، سوراخ دعا را در سيلستان يافته
بود. بله عزيزانم، از آن روز تا
حالا پترس فداكار مشغول سوراخ كردن سد است و هر روز سوراخي به آن اضافه ميكند و
كسي هم نميتواند بگويد كه: چرا؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 12:41 توسط پرشين وي |
یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : + نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 15:25 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 9:44 توسط پرشين وي |
آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود. - برای گرفتن سپرده به بانک رفت - به بقالی رفت - جای خواب )کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد - سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها - به کار انداختن لباسشویی - جارو و گرد گیری - تی کشیدن آشپز خانه - رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل - آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه - اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و............ ......... .....(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.( خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن روزانه زنم در منزل لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم . + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 11:15 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386 8:24 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 19:8 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 19:6 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386 7:32 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386 6:49 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 6:40 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386 9:9 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386 8:59 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386 9:7 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 9:6 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 9:3 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 8:57 توسط پرشين وي |
نازنینم، بهترینم، چه دعایی بهتر از این، گریه ات از سر شوق، خنده ات از ته دل، نگاهت از سر مهر، دلت سر شار از عشق پاک، نبود هیچ غروبت غمناک روز محشر وقت پرسيدن ز من رب جلي گفت : تو غرق گناهي ؟ گفتمش يارب بلي گفت :پس آتش نميگيره چرا جسم و تن ات ؟ گفتمش چون حك نمودم روي قلبم "ياعلي" پاشو جيش کن بعد بگير بخواب (سازمان دخالت در تمام امور خصوصي کشور) ارسالیloplopy naz : تركه با دوست دخترش ميرن پارك تركه ميگه :عزيزم اگه اين درخت كاج زبون داشت الان به ما چي ميگفت ؟ دختره ميگه اگه زبون داشت ميگفت كره خر من زردآلوام نه كاج ارسالی توسط Ali_icemna_68: به عاشقان بگوييد خود ساخته شوند نه خود باخته و عاشق کمال معشوق شوند نه جمالش که جمال به مويي بند است و کمال به خداوند ارسالی توسط Ali_icemna_68: بايد گاهي سکوت کنيم شايد خدا هم حرفي براي گفتن داشته باشد ! ! ! زرتشت ارسالی توسط Ali_icemna_68: توي دنيا دو تا نابينا ميشناسم، يکي تو که هيچ موقع عشقم رو نديدي، يکي من که کسي رو جز تو نديدم ارسالی توسط Ali_icemna_68: زندگي دو چهره بيشتر نداره يا به بازيت ميگيره يا به بازيش ميگيري انتخاب با توست ارسالی توسط نیکی: از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.» گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.» خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.» پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.» ارسالی توسط Ali_icemna_68: نگاهي به ياس کردم تو را در برگ گل احساس کردم خلاصه در کلاس نازچشمت دو واحد عاشقی را پاس کردم :d ارسالی توسط Ali_icemna_68: اهالي دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان خواهم آمد سر هر ديواري ، ميخكي خواهم كاشت. پاي هر پنجره اي ، شعري خواهم خواند. هر كلاغي را ، كاجي خواهم داد. مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك ! آشتي خواهم داد . آشنا خواهم كرد. راه خواهم رفت. نور خواهم خورد. دوست خواهم داشت. دوست خواهم داشت (سهراب) پس تو هم دوست بدار به همين سادگي ارسالی توسط نیکی: انسان محکوم به زیستن گل محکوم به پرپر شدن شمع محکوم به گریستن سکوت محکوم به تنهایی و قلب با تمام صفا و صمیمیتش محکوم به شکسته شدن ارسالی توسط نیکی: کاش قلبم غم پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرفی از روزهای بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت ارسالی توسط نیکی: غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا امد، خار خنديد و به گل گفت : سلام و جوابي نشنيد خار رنجيد ولي هيچ نگفت... ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود ، دستي بي رحمي آمد نزديک، گل سراسيمه ز وحشت افسرد.. ليک آن خار در آن دست خزيد وگل از مرگ رهيد ..صبح فردا که رسيد خار با شبنمي از خواب پريد گل صميمانه به او گفت : سلام ارسالی توسط نیکی: کاش امروز آسمون اینجا اینطور آروم گریه نمی کرد. کاش اگه می خواست گریه کنه گریه هاش رو می گذاشت با هم سیل می بارید کاش یکی بود تا بغض آسمون رو می شکست تا گریه اش در بیاد شاید..شاید آسمون بالای سر ما هم کمی خالی می شد و از این گرفتگی در میومد کاش تموم ستاره های آسمون دلشون برای زمین اینجا تنگ بشه و بیان جلوی ابرا تا ببینیمشون.. کاش میشد ماه هم از پشت ابر در بیاد. کاش به جای کلاغ ها دوباره روز ها صدای پرنده ها میومد کاشکی میشد که بشه. ای کاش..... ارسالیloplopy naz : دوستت ندارم به اندازه اقيانوس، چون يه روز تموم مي شه. دوستت ندارم به اندازه خورشيد، چون غروب مي كنه. دوستت دارم به اندازه روت كه هبچوقت كم نمي شه! ارسالیloplopy naz : ترکه ميره اردکشو بفروشه، يکي مياد ميگه: آقا خرت چنده؟ ترکه ميگه: اينکه خر نيست اردکه!! يارو ميگه: با تو نبودم، با اردکه بودم ارسالی توسط Ali_icemna_68: بارون نباش كه با التماس خودت رو به شبشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن ارسالی توسط Ali_icemna_68: يه دختر مسيحي ميره پيش يه کشيش، ميگه: ببخشيد، من هر دفعه از جلوي آينه رد مي شم، به خودم مي گم من چقدر خوشگلم، من گناه مي كنم؟ کشيشه ميگه: نه دخترم شما گناه نمي کني، اشتباه مي کني ارسالی raper_girl_666: بشر به خوشبختي خيلي زود عادت مي کند و چون خيلي زود عادت مي کند خيلي زود هم فراموش مي کند که خوشبخت است ارسالی raper_girl_666: براي کشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشيد. اين جهان جهان تغيير است نه تقدير ارسالی raper_girl_666: محبوبيات قزوين: 1) محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2) محبوبترين مکان: دُکان 3) محبوبترين ماشين: پيکان 4) محبوبترين فوتباليست: اّليور کان 5) محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6) محبوبترين شهر: اردکان 7) محبوبترين حيوان: پليکان 8) محبوبترين محصول شيشه: استکان ارسالی raper_girl_666: بوش بعد از مسلمان شدن به احمدي نژاد گفت : انرژيه هسته اي رو ولش كن... اين صيغه كه ميگن يعني چه؟ ارسالی raper_girl_666: دو نفر تنبل بانک ميزنند اولي به اون يکي ميگه: خب بيا بشمريم. دومي ميگه: حوصله داري فردا راديو ميگه ارسالی توسط نیکی: به ترکه ميگن يه جمله فلسفي بگو ميگه: احمق ترين افراد كساني هستند كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشن ميگن:مطمئني؟ ميگه: %100 زماني که متولد شدم يکي تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خنديدم و گفتم:تو کي هستي؟ گفت: غم و تنهايي کي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش ميدوي پرواز ميكنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم هر وقت پيشم نيستي دلم برات تنگ مي شه... هر وقت هم که پيشم هستي دلم برات تنگ مي شه...اي مردشورتو ببرن که بود و نبودت يکيه ارسالی توسط نیکی: از نشستن ها چه سود ، مي توان شعري سرود مي توان نقشي كشيد از ماهيان توي رود مي توان لبخند را معنا نمود مي توان غم را بدست باد پائيزي سپرد مي توان از غنچه گفت مي توان چون گل شكفت مي توان فعل قشنگ زندگي را صرف كرد مي توان با آفتاب مهر او ، رخنه در انديشه هاي برف كرد مي توان از برگ ، به جنگل رسيد مي توان عشق خدا را اندرون دل به نيكي ظرف كرد مي توان بر روي قطره ، نقشي از دريا كشيد مي توان غم را زدود مي توان بنهاد گام اندر وجود مي توان اندوه را فرياد كرد مي توان خ ارسالی توسط نیکی: رکي امام علي رو دوست داره براي اينکه تو آخرت شفاعتش کنه يه صلوات بفرسته اينم براي همه ارسال ارسالی توسط Ali_icemna_68: اين سايه من است آفتاب آن را از وجود من ميگيرد سايه من هميشه با من است مي ايستم مي ايستد مي نشينم مي نشيند روزهاي باراني دلم مي گيرد زيرا سايه ام در کنارم نيست ارسالی توسط yalan_donya1365: آنان كه زجام وصل جانان مستند دل سوختگان بزم عرفان هستند باور نكنيد مرگشان پايان بود با مرگ به اصل زندگي پيوستند تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت مژده مژده....المپيك پسرها رسيد... 1)مخ زدن دختربسيجي در 10 ثانيه 2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج 3)دويدن در حياط مدرسهدخترانه بدوون نگاه كردن به اطراف 4)رقابت با دختران در رشته چونه زني و پر حرفي پشت مبايل ياتلفن 5)ناز كشي 3دختر به طور همزمان(خداييش اين از همش سختتره) به برندگان در صورت تصويب هييت داوران 3 دختر بسيجي هديه ميگرد انواع مرد: اروپايي:يه زن داره يه دوست دختر(زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره) امريکايي: يه زن داره يه دوست دختر(دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره) ايراني:يه زن داره سي تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بيشتر دوست داره تولد پينوکيوست به خاطر اين که يادي از اين عروسک چوبي دروغ گو بشه يه دروغ در مورد من بگو و برام بفرست در ضمن اين پي ام رو به همه ي ادد ايست هات بفرست جواب هاي باحالي ميشنوي نامرده هر کي سند تو آل نکنه اگر هنوز زنده ای ، این بدان معناست به جایی که باید برسی ، هنوز نرسیده ای ! رفتي و نديدي که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم وقتي که شکست بغض تنهايي من وابستگي ام را به تو باور کردم بگير از من تو اين دل ياد بودي.... که تنها لايق اين دل تو بودي ... هزاران خواستند اين دل بگيرند .... ندادم چون عزيز دل تو بودي مرا مي فهمي من تو را مي خواهم وهمين ساده ترين قصه ي يك انسان است... تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني + نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386 22:57 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386 18:0 توسط پرشين وي |
خیلی وقته که میخوام یه چیزی رو بهت بگم ولی تا حالا روم نشده.گفتنش برام خیلی سخته: د....................دو..........................دوس.............................دوسه لیتر بنزین داری بهم بدی؟ :D=)) اگر عاشق شدي در شهر غربت...سوار خر بشوبرگرد ولايت آرامش در زندگي بهترين چيزه پس بيا به آرامش فکر کنيم به عشق به زندگي به بهشت به زيبايي به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم. غضنفر زن سبزه ميگيره، گره اش ميزنه. سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟ نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير... و مي داني که کوير بدون باران زنده است... پس برو بمير! جشنواره فیلم تخیلی رشت : ۱) زن باوفا ۲) شب های بی اصغر آقا ۳) خوش غیرت ۴) حلال زاده ۵) که سیمرغ بلورین هم برده : پسری که یک پدر داشت!!! جشنواره فيلم اصفهان:1- يک تکه نان براي دو نفر2-تا حالا موز خوردي؟ 3-ده نفر زير يک چتر 4- من جعفر 15 تومان دارم 5- ديشب پيتزا خوردم ايدا این پم رو خوندی یعنی دوستم داری........اگه پاکش کنی عاشقمی........اگه جواب بدی دیوونمی......اگه جواب ندی یعنی منو می خوای...................حالا چه خاکی تو سرت میریزی؟؟؟؟؟؟ امروز روزعشق هاي چتي است اگه عاشقم هستي برام بنويس((ع)) اگه از من شاکي هستي بنويس((ش))اگه خيلي از من ناراحت هستي و قاطي کردي بزن ((ق))اين رو واسه همه اد ليستاد بفرست ببين چند نفر عاشقت هستند وچند نفر شاکي و قاطي مـژدهی آمـدنت قیمـت جـان میارزد...... تاری از موی تو آقـا به جهـان میارزد خداوند فرمود :در نزد من هيچ عملي با فضيلت تر از اين دو چيز نيست كه بنده ام بر من توكل كند و به هر چيز كه من برايش قسمت كرده ام راضي باشد هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه… واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه… براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه… عاشقه کسي باش که دوستت داشته باش کانون فرهنگي آموزش اعلام کرد که يانگوم از سال دوم دبيرستان در آزمون هاي اين مؤسسه شرکت مي کرده جذابيتهاي تهران.....- تهران تنها شهري است که در آن ميتوانيد وسط خيابانهاي آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکنهاي لباسهاي مدل جديد برويد، در تاکسي نظرات سياسيتان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما براي ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.در تهران از همه جاي ماشينها صدا در ميآيد، جز از ضبط صوت آن..در شمال شهر تهران مردم در سال 2020 ميلادي زندگي ميکنند و در جنوب شهر در سال 94 هجري قمري فکرمي کرديم عاشقي هم بچگيست اما حيف اين تازه اول يک زندگيست ...زندگي چيست ؟...شبيه يک حباب ..عشق ابادي زيبايي در سراب.فاصله باارزوهاي ما چه کرد کاش مي شد درعاشقي هم توبه کرد ارسالی توسط Ali_icemna_68: اگر 60 ثانيه فرصت داشته باشي با هام حرف بزني بدوني كه ديگه هرگز منو نمي بيني بهم چي مي گي ؟.......... خواهش مي كنم جواب بده )toro khoda javab bedin:D khahesh mikonam)
ارسالی توسط Ali_icemna_68: دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست
ارسالی توسط Ali_icemna_68: انكه برگشت و جفا كرد و به هیچم بفروخت به همه عالمش از من نتوانند خرید
ارسالی توسط Ali_icemna_68: زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ** زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود ** زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود ** زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود ** زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود ** زيباترين هديه عمرم محبت توبود
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاري كه گاش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم اونی که تورو نداشت من بودم! یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم! یکی بود و یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که بدون تو هیچی نبود من بودم! یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم! یکی برد و یکی نبرد، اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من بودم! روابط عمومی شرکت سایپا: آیا میدانید که درصد پاسخگویی دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیش از خودروهای دیگر است؟ زندگی مثل بازی حکمه!!مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری كدام مورد كوتاهتر است؟ الف) مدت خوشحالي بعد از قبولشدن در دانشگاه ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد ج) مانتوي خواهران دانشجو د) پاي فارغالتحصيلان نسبت به دستشان ارسالی توسط Ali_icemna_68: درپي کسب رتبه ي 1 توسط يانگوم او اظهار کرد در زماني که زير نظر پزشک شين درس ميخوانده از کتاب هاي فيزيک 2 و شيشمي عمومي گاج استفاده مي کرده است.گروه آموزشي جوکار ارسالی توسط نیکی: این منم : انزوای وحشی قفس ، کسی که مرگ را برایتان حواله میکند . کوچکی که قله های پست را مچاله میکند ، اگر چه مرگ از چهار سو مرا احاطه کرده است . زنده ام ولی هنوز ! زنده ام ، به خاطر گلایه های مادرم سماجت برادرم و حسرتی که در ته نگاه خواهرم نهفته است . مرا عمری به دنبالت كشاندی سرانجامم به خاكستر نشاندی ربودی دفتر دل را و افسوس كه سطری هم از این دفتر نخواندی گذشت از ما ولی آخر نگفتی كه بعد از من به امید كه ماندی ارسالی توسط Ali_icemna_68: از همان بزم که جز من دگری راه نداشت، بایدم رفت ، که بهر دگران جا باشد ارسالی توسط Ali_icemna_68: بر من لب وصل بسته می دارد دوست دل را بعنا شکسته می دارد دوست زین پس من و دلشکستگی بر در دوست چون دوست دل شکسته می دارد دوست ارسالی توسط Ali_icemna_68: تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاري كه گاش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم ارسالی توسط Ali_icemna_68: نه راحت از فلك جویم نه دولت از خدا خواهم و گر پرسی چه می خواهی ؟ ترا خواهم ترا خواهم ارسالی توسط نیکی: گريستن خوب نيست مگر بشود جوري گريست که چشمها نفهمند روزي که گفتي منتظر باش و رفتي تنها شدم وگريستم ، اما هم اکنون تنها نيستم انتظار با من است ولي هر دو با هم مي گرييم ارسالی توسط نیکی: کسی جاده ها رانبوئید وحتی اطلسی های روز را پشت شب باغ نبوسید وباغ شب را سلامی نداد وقتی که باران مرده بود ارسالی توسط نیکی: من درکلبه ی فقیرانه ی خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری...! خدايا ارسالی توسط نیکی: بگذار دوستی کم کم به اوج برسد ، اگر دوستی برق آسا و سریع باشد ، ناگهان از نفس می افتد و متوقف می شود . « ولتر » راستی نخستین چیزی است که انسان باید به جستجوی آن بپردازد . وسایل شناختن راستی همان قدر ساده است که سخت می نماید . « گاندی » + نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 18:44 توسط پرشين وي |
جناب حافظ سرودند : چو خوشتر میتواند باشد ز آن کشک و دو من قارا؟ + نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 12:52 توسط پرشين وي |
با
عضویت در گروه یاهو پرشین وی روزانه ایمیلی حاوی عکس . مطالب طنز و خنده
دار جالب
و متحیر کنده . عاشقانه . رویدادها و اخبار روز و ... برای شما ارسال
میگردد. Persianway عضویت در گروه برای عضویت ابتدا بر روی آدرس زیر کلیک کنید http://groups.yahoo.com/group/Persianway/join سپس
در صورت لزوم آیدی و پسورد خود را وارد کنید بعد
از آن وارد صفحه ای می شوید که باید مانند تصویر زیر عمل کنید Congratulations,
you are now a member of the group persianway_group عضويت شما به شما تبريك گفته مي شود
|