تبليغاتX
عکس در عکس

عکس در عکس

نام: شکیرا

تاریخ تولد: دوم فوریه 1977

محل تولد: کلمبیا

شهرت : خواننده

شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در روز چهارشنبه (Barranquilla) در دوم فوریه 1977 در کلمبیا به دنیا امده است

شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره.  یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.

شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.


در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.

او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.

پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نــام شـکـیرا را به عـنوان یـک خواننده و اهنگــسـاز توانـای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.


شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.

اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نـوشت که این ترانه با نام اعتراض
 (objectron)
در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.
جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است - November 28 and 29 یا همان 8 و 7ماه اذر - به بازار راه یابد.

Persian Way Group

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 9:25 توسط پرشين وي |


 

نام اصلي: سيمين
نام خانوادگي اصلي: معتمدآريا
سمت (در بخش هاي): بازيگران
......................................
تاريخ تولد: 1340
محل تولد: تهران
مليت: ايران
......................................
مدرك تحصيلي: ديپلم دانشسراي هنر

شروع فعاليت از سال 1352 با شركت در كلاسهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و فعاليت در نمايشهاي عروسكي.
فعاليت به عنوان عروسك گردان.

شروع فعاليت در تلويزيون با عروسك گرداني مجموعه مدرسه موش ها در سال 1360.

شروع فعاليت در تئاتر با اجراي نمايش هاي عروسكي براي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.

برنده لوح زرين بهترين بازيگر نقش دوم زن در هفتمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم برهوت (محمدعلي طالبي) در سال 1367.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در دهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم مسافران (بهرام بيضايي) در سال 1370.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در يازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم يكبار براي هميشه (سيروس الوند) در سال 1371.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم همسر (سيروس الوند) در سال 1372...

فاطمه معتمد آريا كه در ميان دوستان و آشنايانش و اهالي سينما به نام مستعار سيمين معتمد آريا هم شناخته مي‌شود، يكي از بازيگران سينماي ايران است. او در فيلم‌هاي كارگردانان بزرگ سينماي ايران چون بهرام بيضايي، محسن مخملباف، رخشان بني اعتماد و بهمن فرمان‌آرا بازي كرده و بازي او بارها موردتوجه و تحسين قرار گرفته‌است.


زندگي‌نامه:

معتمد آريا متولد سال ۱۳۴۰ در تهران، فارغ‌التحصيل بازيگري از دانشسراي هنر تهران است. با شركت در كلاس‌هاي موسيقي، نقاشي، فيلمسازي، تئاتر و تئاتر عروسكي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، به اجراي نمايش‌هاي عروسكي و تئاترهاي كودكان در سراسر كشور پرداخت. همكاري با گروه تئاتر دانشجويان دانشكده هنرهاي زيبا و با صدا و سيما در زمينه كارهاي كودكان و تئاتر زنده و عروسكي از سوابق هنري اوست. شروع فعاليت از در تلويزيون با عروسك گرداني مجموعه مدرسه موش‌ها در سال ۱۳۶۰ بود. او از سال ۶۴ بازيگري در سينما را با فيلم جدال آغاز كرد.

از نقش آفريني‌هاي محبوب معتمد آريا بايد به بازي‌هايش در كنار ايرج طهماسب و حميد جبلي اشاره كرد. اين سه نفر با همكاري در چندين فيلم از جمله كلاه قرمزي و پسرخاله، كلاه قرمزي و سروناز، دختر شيريني فروش و يكي بود و يكي نبود يكي از موفق‌ترين گروه‌هاي هنري در سينماي ايران هستند.

 

فاطمه معتمد آریا و پرویز پرستویی در"صد سال به این سالها"

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 7:55 توسط پرشين وي |


 

 

بیوگرافی کامل گلشیفته فرهانی

 

متولد 1362
دختر بهزاد فراهانی (بازیگر)
خواهر شقایق فراهانی (بازیگر)
مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل هنرستان موسیقی

............................................

برای اولین بار در سن 14 سالگی در فیلم بیادماندنی « درخت گلابی » نقشی ماندگار ایفا کرد و نامش سر زبانها افتاد: گلشیفته فراهانی.
اما کمی بیش از حد معمول طول کشید تا گلشیفته ثابت کند بازیگر درجه یکی است. تا اینکه بازی در فیلم « بوتیک » و « اشک سرما » پیش آمد و گلی در هر دو عالی بود. اما گلشیفته فراهانی سال 1385 را هیچگاه از یاد نخواهد برد. او در این سال 3 فیلم با بازی بسیار خوبش بر پرده سینماها داشت: به نام پدر، گیس بریده و میم مثل مادر. او در جشنواره همان سال هم یه آس دیگر رو کرد: « سنتوری ». و حالا یکی از ستاره های دهه هشتاد سینمای ایران است.

............................................

گفتگوی منصور ضابطیان با گلشیفته فراهانی - ویژه نامه هفته نامه « چلچراغ »

يکي از شب هاي بهمن1376 در سينما قدس نشسته ام. روزهاي آخر جشنواره است.فيلم جديد داريوش مهرجويي به سنت هميشه در روزهاي اخر رسيده است: درخت گلابي.

دختر بچه اي نقش "ميم"را بازي مي کند. سرخوش، يله، شيطان و اندکي بدجنس. همه از هم مي پرسند اين دختر بجه سبزه سرتق کيست و آنهايي که بيشتر مي دانند پاسخ مي دهند: دختر بهزاد فراهاني.

ميم مورد تحسين همه قرار گرفت. اما عجيب نبود دختر يک بازيگر مي توانست در نقش خودش خوب بازي کند.اما گلي هرچه جلو تر آمد اين تئوري را به انزوا کشاند.او فيلم به فيلم پيشرفت کردتا امروز که ديگر کسي نمي پرسد او دختر کيست.آخرين فيلم او "ميم مثل مادر"يک جهش بي نظير در کارنامه اش به حساب مي آيد.حتي کساني که فيلم را دوست ندارند به استعداد دختر 23 ساله اي که نقش مادري 35ساله را به خوبي بازي مي کند اعتراف مي کنند.گفت و گوي ما با گلشيفته درگيري هاي معمول گفت و گو ها ي هميشگي را ندارد.ما نشسته ايم و با هم درباره مهمترين نقش هايش صحب کرده ايم.اينکه چرا براي آن نقش انتخاب شده و تحليلش از اين نقش ها چيست.درباره کارگردانش چه فکري مي کند و ديالوگي که از فيلم در ذهنش مانده چيست. پيش بيني مي کنم و البته اميدوارم که اين گفت و گو را دوست داشته باشيد.

/ درخت گلابي (ميم) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
چون گلشيفته واقعا "ميم" بود . به واسطه خواهرم و با معرفي آقاي شريفي نيا به آقاي مهرجويي معرفي شدم. در آن دوران هيچ علاقه و وسوسه اي نسبت به سينما نداشتم. حتي يک ذره.

آقاي کارگردان:
از مهرجويي درخت گلابي فقط يک قصه گوي مهربان به يادم مانده که وسط شيطنت هاي کودکانه من مي آمد و قصه فيلم را تعريف مي کرد.مي گفت الان مامان مياد،بابا مي ره،محمود گريه مي کنه،تو بايد چاي بخوري،بعد بخندي ... حسابي خوش مي گذشت. مثل يک رويا بود.

اين نقش کي بود؟
ميم کودکي اسرار آميز همه ما بود. براي بازي کردن در اين نقش من هيچ کار نکردم چون اصلا نمي دانستم آنجا چه خبر است .من داشتم بازي هاي کودکانه خودم را مي کردم و آن پشت مشت ها دوربين هم کار خودش را مي کرد.اين تبحر آقاي مهرجويي بود که ميم را ميم کرد.

ديالوگي که خوب يادم مانده:
حتي اگر روح از بدنم جدا کني ديگر صدايي نخواهي شنيد.

/ بوتيک (اتي) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
نمي دانم چرا انتخاب شدم.دعوتم کردند به هدايت فيلم بروم.آقاي نعمت الله را اصلا نمي شناختم .توي دفتر کمي با من حرف زدند و بعد رفتيم روي پشت بام و من سکانس پل را برايشان بازي کردم‌.

آقاي کارگردان :
آقاي نعمت الله ريز ريز کارهايي که بايد مي کرديم را در نظر داشت. هيچ کس فکر نمي کرد که او بتواندفيلم را اينقدر خوب در بياورد. تمام ظرافت هايي که در فيلم هست حاصل نگاه خود آقاي نعمت الله است.

مگر اين نقش کي بود؟
اتي خواست هايي معمولي داشت که خواست ساده همه جوانان اين کشور است.او يک زندگي حداقل مي خواست. نه چيزي بيشتر.
قبل از اينکه فيلمبرداري شروع شود مدتي خودم اتي شدم.حتي مي رفتم دم مغازه ها و مثل اتي رقتار مي کردم و نمي دانيد که چه پيشنهادهاي بي شرمانه اي به من مي شد.يک روز توي خيابان منوچهري مردي پيشنهادي به من داد که گفتم خدايا شکرت که من اتي نيستم .چون اگر اتي بودم در مقابل اين پيشنهاد يا آن مرد را مي کشتم يا خودم را.

ديالوگي که خوب يادم مانده:
آدم ها لباس سفيد بپوشند ... دست هم رو بگيرند ... توي سبزه ها بدوند ... بادنک هاي سفيد ...

/ اشک سرما (روناک) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
من براي اين نقش اتخاب نشدم بلکه خودم را زور چپون کردم .فکر مي کنم کلمه زورچپون اصلا از همين جا آمد!!سراغ خيلي ها رفته بودند و من هم بکي از آنها بودم و شايد کم شانس ترينشان .قصه فيلم را سر بوتيک آقاي کارخاني تعريف کرده بودند و من از همان موفع ديوانه شدم.از پيش خودم همه فيلمنامه را با کمک يکي از دوستان پدرم به کردي ترجمه کردم و ديالوگ ها را ياد گرفتم. فيلمنامه را زدم زير بغلم و رفتم پيش آقاي حميد نژاد و گفتم تو رو خدا به من اعتماد کنيد. در واقع آقاي حميد نژاد به من اعتماد نکردند به خودشان اعتماد کردند که مي توانند اين نقش را توسط من در بياورند.

آقاي کارگردان:
يک نکته را بايد بگويم. بعد از آقاي مهرجويي که من ورودم به سينما را مديون ايشان هستم ،برخورد به عزيزالله حميد نژاد مهمترين اتفاق سينمايي زندگي من بود.او چيز هايي به من يادداد که مرتب به آنها مراجع مي کنم .بزرگترين درسي که از او گرفتم به کار انداختن ناخود آگاهم بود.او کمک کرد که وقت بازي بدلم را در خودم کشف کنم تا به کمکم بيايد.

مگر اين نقش کي بود؟
قبل از فيلمبرداري يک ماه تمام در کوهستان با گوسفند ها سر کردم .من واقعا روناک شدم .مهمترين ويژگي روناکغرورش بود.روناک نشان مي داد که جريانات سياسي گاهي آدم رابدون آنکه خودش بخواهد به هرجا دلشان بخواهد مي برند.

ديالوگي که خوب يادم مانده:
از اين ور شما تفنگ مي کشين رو سر ما از اون ور کردهاي خومون.


/ ماهي ها عاشق مي شوند(توکا): /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
چه مي دانم چرا انتخاب شدم ... اشتباه (مي خندد) نه از شوخي گذشته فکر مي کنم به خاطرآشنايي آقلي رفيعي با خانواده ما بود.و البته آقاي کلاري ... آقاي کلاري عزيز.

آقاي کارگردان:
ويزگي کارگرداني ماهي ها ... سواد بي نظير آقاي رفيعي بود که پشت فيلم قرار داشت .زيبايي شناسي آقاي رفيعي باعث شد تا فيلم اينقدر خوش آب ورنگ و خوشمزه شود.

مگر اين نقش کي بود؟
جواني و سرزندگي توکا مهمترين ويژگي اوست. ميان آن همه آدم قديمي توکا جديد است.ميان آن همه آدمي که از گذشته مي گويند توکا حرف از آينده مي زند.

ديالوگي که خوب يادم مانده:
(صحنه غذا بردن براي عزيز)
توکا: ببخشيد دير شد.
عزيز: چي دير شد؟
توکا: شامتون!
عزيز: ولي من شام خورده م.
توکا: شامخرده اين ؟!
عزيز: نه
توکا: پس منتظر بودين ...

/ به نام پدر (حبيبه) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
فکر مي کنم آقاي حاتمي کيا دوست داشتند من حبيبه فيلم را بازي کنم اما بيشترش اصرار آقاي پرستويي بود. من از بچگي عاشق "عمو پرويز"بودم.من هنوز دنيا نيامده بودم که عمو پرويز با خانواده ما رفت و آمد داشت. بچه هاي خانواده ما روي پاي او بزرگ شدند. براي همين مثل پدر دوم ما مي ماند.

آقاي کارگردان:
تسلط حاتمي کيا روي آنچه که در ذهن دارد مثال زدني است. کارگرداني و دکوپاژ به معناي کامل کلمه را مي توان کنار دست آقاي حاتمي کيا تجربه کرد.شيوه کارش خيلي جالب است. اينکه روز قبل آنچه مي خواهد را با دوربين تصوير برداري مي کند و دکوپاژ را بر آن اساس آنجام مي دهد.

مگر اين نقش کي بود؟
حبيبه نماينده نسل ماست که الان شاکي است. شاکي نسبت به آنچه که حتي خيلي هايمان نمي دانيم چيست.نسل ما قرباني ترين نسل تاريخ ايران است.

ديالوگي که خوب يادم مانده:
مهمترين ديالوگ شايد ساده ترينش بود اما موقعيت اداي ان مهمش مي کرد. وقتي که در کوتاه ترين فاصله از عمو پرويز توي صورتش مي گفتم: سرت چي شده بابا؟ "بابا"گفت هاي فيلم برايم عزيز و دوست داشتني بود.

/ سنتوري (هانیه) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
شانس و شکايت! توي يک مهماني در منزل خانم پري صابري، بعد از مدت ها آقاي مهرجويي را ديدم و از اول تا آخر مهماني شکايت کردم. شکايت ها ... باور نمي کنيد. بعد از به نام پدر مدتها بود که فيلمي بازي نکرده بودم. آنقدر شکايت کردم که آقاي مهرجويي گفتند خب بيا با هم کار کنيم. من مي خواهم يک فيلم بسازم تو بيا بازي کن. چون پيانو ميزدم پيانو زدنم را هم به فيلم اضافه کردند.

آقاي کارگردان:
وقتي مهرجويي دارد کار مي کند اصلا به آدم احساس توي فيلم بودن دست نمي دهد. همه چيز آنقدر معمولي است که فکر مي کني آدم ها آمده اند هم را ببينند ،چاي بخورند و بروند. همه از هم مي پرسند يعني ما داريم فيلم مي سازيم؟من فکر مي کنم مهمترين ويژگي آقاي مهرجويي اين است که هيچ وقت نمي خواهد کار بزرگي انجام دهد. هيچ وقتنمي خواهد خودش را به نمايش بگذارد.اصلا اين چيز ها مهم نيست برايش.انگار آمده سر صحنه که حال کند. حالا اگر شد کنارش فيلمي هم بسازد.من هنوز هم نمي فهمم که اين فيلم ها چرا شاهکار مي شود.

مگر اين نقش کي بود؟
هانيه خواب وخوراک را از من گرفت. او هم از آن دسته زن هايي ست که مي خواهد زندگي کند. يک زندگي معمولي کنار شوهر و بچه اش. اما بر خلاف زن هاي ايراني وقتي مي بيند شرايط آن طور که مي خواهد نيست، نمي سوزد و نمي سازد.بلکه همه چيز را رها مي کند و مي رود.

ديالوگي که خوب يادم مانده:
يه بار شده فکر کني من هم يه زنم؟ دوست دارم شوهرم بالاي سرم باشه؟ چرا بايد همه چيزم رو بريزم به پاي تو؟ تويي که نه مي توني يه شوهر براي من باشي نه يه پدر واسه بچه ام؟ تو فقط يه عشق داري بدبخت بيچاره ... دوا ... جنس ...

/ نيوه مانگ (نيوه مانگ) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
اين از آن انتخاب هايي ست که نمي فهمم چرا صورت گرفته. شايد چون بهمن دوست خيلي نزديک ماست و مي داند که من کردي را خوب صحبت ميکنم. بهمن حساسيت غريبي روي زبان کردي دارد.

آقاي کارگردان:
شرايط کار به شدت سخت بود. نه وقت داشتيم و نه نگاتيو. بهمن شکارچي لحظه هست. يک چيزي از توي هوا رد مي شود و او در لحظه آن را چنگ مي زند. انرژي بي پايان و بي حدي دارد.

مگر اين نقش کي بود؟
نمي توانم در باره شخصيت او تو ضيحي بدهم چون همه چيز لو مي رود.فقط مي توانم بگويم به معناي واقعي کلمه مرموز است تا جايي که گاهي ترسناک است

ديالوگي که خوب يادم مانده:
ديالوگي که درباره مرز مي گويم. کردي است و در ترجمه فارسي لطفش را از دست مي دهد.

/ ميم مثل مادر (سپيده) /

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
اين ريسک آقاي ملاقلي پور بود چون هر چه فکر مي کنم هنوز هم مي بينم که اين نقش به من نمي خورد. شايد به هرکس مي گفتيد ليلا را پيشنهاد مي دادو او هم اتفاقا يکي از کانديداها بود. خيلي ها مخالف انتخاب من بودند و همه روي يک نکته تاکيد مي کردند: او بچه است و نمي تواند مادر باشد.

آقاي کارگردان:
او غريزه اي استثنايي دارد. خيلي چيزهايي که سر صحنه مي ديدم اصلا برايم توجيه ساختاري نداشت اما حالا که فيلم را مي بينم مي فهمم که چه کار کرده. همه دکوپاژها و زواياي دوربينش برايم مثل کلاس درس بود.

مگر اين نقش کي بود؟
مادر ... مادر ... مادر ... مادر ... مادر ....

ديالوگي که خوب يادم مانده:
تو برو دنيا رو درست کن چي کارداري به زندگي من و بچه ام؟


/ کوتاه از ديگران /
هفت پرده: تجربه آشنا شدن با فرزاد موتمن و مهدي احمدي
زمانه: بدشانسي آقاي صلاحمند و ناآگاهي و فاجعه آميز بودن من
دوفرشته: تجربه حضور داشتن در جشنواره کن
جايي ديگر: اولين تجربه آگاهانه بازيگري. تازه فهميدم که بازيگري چقدر سخت است!
بابا عزيز: آشنايي با شوهرم و سفر به تونس
گيس بريده: اندکي آب براي سيراب کردن کسي که مدتي بود عطش بازي داشت

......................................................

مجموعه آثار:

- درخت گلابی (داریوش مهرجویی، 1376)
- هفت پرده (فرزاد موتمن، 1379)
- زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1380)
- دو فرشته (محمد حقیقت، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- اشک سرما (عزیزالله حمیدنژاد، 1381)
- جایی دیگر (مهدی کرم پور، 1381)
- باباعزیز (ناصر خمیر، 1383)
- ماهی ها عاشق می شوند (علی رفیعی، 1383)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)
- نیوه مانگ (بهمن قبادی، 1385)
- میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)
- سنتوری (داریوش مهرجویی، 1385)
- دیوار (محمدعلی طالبی، 1386)
 

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (اشک سرما) - جشنواره 22 فیلم فجر - 1382
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (ماهی ها عاشق می شوند) - نهمین دوره جشن خانه سینما - 1384
- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (اشک سرما) - هشتمین دوره جشن خانه سینما - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (بوتیک) - هشتمین دوره جشن خانه سینما - 1383
- بهترین بازیگر نقش اول زن سال (بوتیک) - منتخب نویسندگان و منتقدان - 1383
- سومین بازیگر نقش اول زن سال (اشک سرما) - منتخب نویسندگان و منتقدان - 1383

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 16:53 توسط پرشين وي |


با عضویت در گروه یاهو پرشین وی روزانه ایمیلی حاوی عکس . مطالب طنز و خنده دار

جالب و متحیر کنده . عاشقانه . رویدادها و اخبار روز و ... برای شما ارسال میگردد.

Persianway عضویت در گروه 

برای عضویت ابتدا بر روی آدرس زیر کلیک کنید

http://groups.yahoo.com/group/Persianway/join

سپس در صورت لزوم آیدی و پسورد خود را وارد کنید

بعد از آن وارد صفحه ای می شوید که باید مانند تصویر زیر عمل کنید

 

Image and video hosting by TinyPic

  در صفحه بعد با عبارت

 Congratulations, you are now a member of the group persianway_group 

 عضويت شما به شما تبريك گفته مي شود 



X

اين وبلاگ متعلق به ياهو گروپ پرشين وي مي باشد با عضويت در اين گروه روزانه ايميلهاي حاوي مطالب و عکسهاي زيبا و جالب را دريافت کنيد.
و از دوستان که علاقمند به ارسال مطلب و عکس براي ديگر اعضاء هستند دعوت ميشود تا مطالب زيبا خودشون را براي ما ارسال کنن.
با تشکر


Home
Email
Night Skin

Archives

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386


Categories

عاشقانه ها
داستان
طنز
مطالب ارسالي اعضاء
عکس متفرقه
هديه تهراني
شکيرا
Sarah Micelle Gellar
Salma Hayek
Lindsay Lohan
Elisha
آنجلینا جولی
نیکی کریمی
Gwen Stefani
Jennifer Lopez
جسیکا آلبا
بيوگرافي اشخاص مهم
Britney Spears
Namitha
Deepika padukone
Aarti Chhabria
Christina Aguilera
عکس بچه ها
Eva Mendes
الناز شاکردوست
شارون استون
هیلاری داف
Kristin Kreuk
Vivien Leigh
Cameron Diza
گوگوش
تیلور
عکسهای از المپیک
گلشيفته فراهاني


Links

مسابقه وبلاگ برتر - با جایزه ویژه
فروش آلبومهای تصویری
جاده عشق
راه شادي
داستان
عکسهاي باحال
بزرگترين وبلاگ موزيک ايراني
دل شکسته - لاريسا عزيز
هنرهاي تجسمي
...دنيا پر از
از خانه تا گور
خانوم طلا
هواداران سرخ
هرچي بخواي داريم
قلب عاشق من
داستان و لطيفه
ساحل آرامش
امپراتور ترفند
موزيک با حال ترکي عربي و خارجي
هر چی رو که بخوای من دارم
هرچه که دل تنگت مي خواد بگو
دست نوشته هاي يک ماني
یک سایت عجیب
بهار اشعار
انگلیش اس ام اس دات بلاگفا
الهه عشق
اشکهای یخی اما سوزان
دنیای میوه ها
SMS عاشقانه
Love Songs Lyrics
اسرار گفتنی یک زندگی
همه جور آجیل
تبسم زندگی
Picturestan
تبسم زندگی - دختر فراری
دختر مهربون
دانلود خفنترین فیلمها و ...
تووووپش
همه چیز از شیر مرغ تا جووون آدم
برای آهنگ خان های رپ
شیطووووووووونک
ورزشی --- شوخی --- سینمایی
ارباب رایانه
راشین جدید ترین عکس ها و مطالب
دنیای موبایل
جهان نامرئی جن
(¯`·..•.جدید ترین فیلم های دنیا.•..·´¯)
عکس و جوک +18 فیلتر نشده
بزرگترين رپ اصفهان - بهزاد 031
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


LinkDump

فروشگاه آلبومهاي ايراني
فيلمهاي آمريکايي از اوناش
آرشیو پیوندهای روزانه


لوگوی وبلاگ


لوگودوني

بزرگترين فروشگاه آنلاين موزيک فيلمهاي روز دنيا در


ايران جوان محبوب جوانهاي ايراني


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin


Clicky Web Analytics Clicky