|
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 9:6 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 5:43 توسط پرشين وي |
يكي بود، شايد هم نبود. در
كشور هميشه سيلزدهي سيلستان، پسربچهي فينفينوي تخسي زندگي ميكرد به نام پترس
كه كارش انگشت كردن توي سولاخ سنبهها بود. از سوراخ دماغ بابا گرفته تا سوراخ
بشكهي نفت و سوراخ لايهي اوزون. اطرافيانش با خوشحالي ميگفتند از ناصيهاش
معلوم است كه اين پسر خيلي فداكار ميشود و كشور ما را در برابر سيلها نجات خواهد
داد. اما بعضي افراد حسود ميگفتند پسره دچار بيماري «انگوليسم» شده و بايد او را
هر چه زودتر بستري كرد. هر چه بود پترس با آن انگشت وسطياش به زودي مشهور
شد. جانم برايتان بگويد اين
سيلستان كشور عجيبي بود. سيل كه ميآمد هر كسي سطلي برميداشت و آن را در
خانهي همسايههاي خود خالي ميكرد و به همين ترتيب برو تا آخر. علاجي هم نداشت و
علت بزرگش سوراخهايي بود كه هميشه روي ديوار سد آن به وجود ميآمد و مدام از
اين سوراخها آب ميزد بيرون و سيل ميشد. باري، پترس فداكار ما هر روز
پفكنمكي و زالزالك ميخورد و بزرگ و بزرگتر ميشد و پستهاي متعدد ميگرفت تا اين
كه يهويي رييسجمهور سيلستان شد. اين يهويي شدن به دليل نبوغ سرشار و مهمتر از همه
سابقهي «انگشتنما»يي او بود كه از نشانههاي توجه به شايستهسالاري در سيلستان
بود. پترس با شعار انتخاباتي «سوراخ هرگز!» گوي سبقت از رقيبان ربود و بر كرسي
نشست. مردم با شادي فرياد ميزدند: پترس! پترس! دوست
داريم! پترس وعده داد كه تمام
سوراخهاي سد را بگيرد و سيلستان را گلستان كند. او قول داد سوراخهايي را كه به
دليل نبود عدالت، امنيت، آزادي، مسالمت، پيشرفت، رفاه، توسعه، فرهنگ، اقتصاد و غيره
به وجود آمده چنان بگيرد كه ديگر آب از آب تكان نخورد و مردم هيجانزده داد
ميزدند: پترس! پترس! جيگرتو! مردم آن شب با خوشحالي به
خانههايشان رفتند و به اميد پترس ناجي خواب خوشي كردند اما صبح بعد كه از خواب
پاشدند ديدند نه تنها از حجم سيلها و فشار آب كاسته نشده بلكه مرتب بيشتر و بيشتر
ميشود. همسايهها با سطل و تشت و قابلمه مرتب مشغول ريختن آب به خانه همسايههاي
ديگر بودند اما مگر تمام ميشد؟ اين شد كه نفسنفسزنان و با زبانهاي بيرون آمده
تصميم گرفتند بروند محل سد ببينند چه خبر است. وقتي مردم به سد رسيدند ديدند
اي دل غافل، پترس يك درل گنده دستش گرفته و مشغول سوراخ كردن آن است و سد هم
مثل جگر زليخا و آبكش برنج سوراخ سوراخ شده است. مردم داد زدند: چيكار داري ميكني
مرد حسابي؟ اما هر بار كه كسي چيزي ميگفت پترس يك سوراخ گنده در سد درست ميكرد كه
طرف را سيل ميبرد و مردم هم به وضعيت قبلي راضي ميشدند و خدا را شكر ميكردند. به
نظر ميرسد پترس پيش از هر سوراخي، سوراخ دعا را در سيلستان يافته
بود. بله عزيزانم، از آن روز تا
حالا پترس فداكار مشغول سوراخ كردن سد است و هر روز سوراخي به آن اضافه ميكند و
كسي هم نميتواند بگويد كه: چرا؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 12:41 توسط پرشين وي |
تيترهاي مجلات و روزنامه هاي هنري اكثرا
منتقدين لباس و مد (از تايمز گرفته تا تودي مد) از لباس منحصر به فرد گليشفته تعريف
كردند كه تعدادي از تيترها رو عنوان مي كنم + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 20:15 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 6:50 توسط پرشين وي |
بده آن قوطی سرخابِ مرا تا زنم رنگ به بیرنگی خویش؛ بده آن روغن تا تازه کنم چهر پژمرده ز دلتنگی خویش. بده آن عطر که مشکین سازم تنگ گیرند مرا در آغوش. بده آن جام که سرمست شوم؛ چهره یی شاد و فریبنده زنم وای از آن همنفس دیشب من لیک پرسید چو از من، گفتم: کس ندیدم که چنین زیبا بود! وان دگر همسر چندین شب پیش لاف دلجویی بسیار زنند لیک جز لحظۀ کوتاهی نیست. که برد زنگ غم از خاطر من . کاین زمان شادی او می باید . لب من - ای لب نیرنگ فروش + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 15:7 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 11:58 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 23:39 توسط پرشين وي |
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 11:56 توسط پرشين وي |
با
عضویت در گروه یاهو پرشین وی روزانه ایمیلی حاوی عکس . مطالب طنز و خنده
دار جالب
و متحیر کنده . عاشقانه . رویدادها و اخبار روز و ... برای شما ارسال
میگردد. Persianway عضویت در گروه برای عضویت ابتدا بر روی آدرس زیر کلیک کنید http://groups.yahoo.com/group/Persianway/join سپس
در صورت لزوم آیدی و پسورد خود را وارد کنید بعد
از آن وارد صفحه ای می شوید که باید مانند تصویر زیر عمل کنید Congratulations,
you are now a member of the group persianway_group عضويت شما به شما تبريك گفته مي شود
|